طبیعت زیبــــــــا
بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه به آن چه می نگری 
لینک دوستان

اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه ،

خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه:

آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان!

وبلاگ هفت آسمان

 

 

[ شنبه بیست و نهم شهریور 1393 ] [ 11:43 ] [ nasrin ]

گذشته های دور را خواهم بخشید ،

 زیرا انان همچون کفش های کودکیم نه تنها برایم کوچکند

 بلکه با ان ها از برداشتن گام های بلند نیز عاجزم…

گلبرگ

 

[ شنبه بیست و نهم شهریور 1393 ] [ 11:14 ] [ nasrin ]

ای قـوم بــه حج رفتـه کجایید کجایید
معشــوق همیــن جـاست بیایید بیایید
معشــوق تــو  همسـایه و دیــوار به دیوار
در بادیه ســـرگشته شمـــا  در چــه هوایید
گــر صـــورت  بی‌صـــورت  معشـــوق  ببینیــد
هــم خـــواجه و هــم خانه و هم کعبه شمایید
ده  بـــــار  از  آن  راه  بـــدان  خـــانه  بـــرفتیــــد
یــک  بـــار  از  ایـــن  خانــه  بــر  این  بام  برآیید
آن  خانــــه  لطیفست  نشان‌هـــاش  بگفتیــد
از خــواجــــه آن خــــانـــــه نشانـــی بنماییـــد
یک دستـــه گــل کــو اگـــر آن بـــــاغ بدیدیت
یک گـــوهر جــــان کـــو اگـــر از بحر خدایید
با ایــــن همـه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
مولوی

[ شنبه بیست و نهم شهریور 1393 ] [ 10:52 ] [ nasrin ]
هنر جالبیه!کار دستی با پول کاغذی

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 ] [ 20:43 ] [ nasrin ]
یاد گرفتم داشتن زندگی شیرین، ساده است و هزینه ندارد

با یک موزیک ملایم هم می توان خود را شارژ کرد

با بوییدن یک گل می توان تمام احساسات پاک را به درون منتقل کرد

با آگاهانه زندگی کردن می توان لحظه به لحظه ورود خداوند را به درون خود احساس نمود

نشانه های خداوند را بیابید در اکنون زندگی کن این را کودکی هم می تواند به تو بیاموزد

در اکنون شاد باش...

[ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 ] [ 19:41 ] [ nasrin ]
داستان پرواز شاهین

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آن‌ها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.

یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچ‌کدام نتوانستند.

روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.

صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است.

پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد.

پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟

کشاورز گفت: سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای راکه شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.

همه ما دو بال برای پرواز کردن داریم فقط کافیست شاخه‌های زیر‌مان را ببریم ...

عکس: ‏داستان پرواز شاهین

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آن‌ها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.

یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچ‌کدام نتوانستند.

روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.

صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است.

پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد.

پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟

کشاورز گفت: سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای راکه شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.

همه ما دو بال برای پرواز کردن داریم فقط کافیست شاخه‌های زیر‌مان را ببریم ...‏

[ پنجشنبه بیستم شهریور 1393 ] [ 11:42 ] [ nasrin ]

گاه به خود مینگرم به درون خود

سفری در اعماق....................

سفر به جایی که هرگز آن جا را ندیدم و هیچ آشنایی با آن ندارم

من هیچ چیز را نمی دانم اما فقط از یک چیز آگاهم و آن هم این که

من در آن جا فقط خدا را دارم و لحظه به لحظه به باورم افزوده میشود که

اگر خدا را دارم داشتن یا نداشتن هیچ چیزی برایم مهم نیست

ثانیه ها می گذرند و من جلو و جلو تر میروم

و آن گاه لبریز از احساس میشوم احساسی که با ان آرامش می گیرم

آرامش هدف من بود اما حالا فکر میکنم که هدف من چیز دیگریست

مقصد من رسیدن به اوست

غنیمت هایی که در این سفر یافتم را کنار هم میگذارم

در می یابم آن ها با هیچ چیز در جهان نمی توان خریداری کرد

آری من همه ی این ها را در درون خود یافتم

این درسی است که همه در آخر باید یاد بگیرند اما

هیچ کس قادر نیست به کسی یاد دهد

من یاد می گیرم که چه طور

 تلاش کنم،تجربه کنم،و به دست آورم...

 

 

[ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 ] [ 11:44 ] [ nasrin ]
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ :
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ
ﺳﻘﻒ ﮔﻔﺖ : ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ!
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ!
… … ﺳﺎﻋﺖ ﮔﻔﺖ : ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ!
ﺁﻳﻴﻨﻪ ﮔﻔﺖ : ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻴﻨﺪﻳﺶ!
ﺗﻘﻮﻳﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻑ ﻫﺎﻳﺖ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫُﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ!
ﺯﻣﻴﻦ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ ﻧﻴﺎﻳﺶ ﻛﻦ
  از سارینا شمس
عکس: ‏ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ :
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ
ﺳﻘﻒ ﮔﻔﺖ : ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ!
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ!
… … ﺳﺎﻋﺖ ﮔﻔﺖ : ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ!
ﺁﻳﻴﻨﻪ ﮔﻔﺖ : ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻴﻨﺪﻳﺶ!
ﺗﻘﻮﻳﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻑ ﻫﺎﻳﺖ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫُﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ!
ﺯﻣﻴﻦ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ ﻧﻴﺎﻳﺶ ﻛﻦ
سارینا شمس‏
[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 16:31 ] [ nasrin ]

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 15:35 ] [ nasrin ]

همیشه در نهان ذهنتان سرود نیایش در سکوت را برای خداوند محبوبتان زمزمه کنید، و به یاد داشته باشید که تمامی قابلیت ها و توانایی های شما هدایای حضرت حق است.

پاراماهانسا یوگانانداجی

عکس ‏مهدیه مولودی‏
[ جمعه هفتم شهریور 1393 ] [ 13:43 ] [ nasrin ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

غرور هدیه ی شیطان است و عشق هدیه ی خداوند.و ما هدیه ی شیطان را به هم میدهیم و هدیه ی خداوندرا از هم دیگر پنهان میکنیم.
امکانات وب



 خدایا تو که باشی معجزه ای در من رخ می دهد به نام آرامش که زیباست و دلنشین